22
هرزه می نامی دختری را که تار مویی بیرون روسری دارد
یا سیگاری به دست ، یا دست عاشقی در دست ؛
ولی من ، هرزه تو را می خوانم ،
که هر سخن بی اساسی با ذهن ات همبستر می شود
و افکاری اینچنین حرامزاده ، در دامنت می پروراند

+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۱۱/۰۵ ساعت توسط ســـــمـــانــــﮧ
|
بـــیــایـــیـد مـــــردانــه " زنـــهــا " را گــــرامـــی بــــداریــــم