هرزه می نامی دختری را که تار مویی بیرون روسری دارد

یا سیگاری به دست ، یا دست عاشقی در دست ؛

ولی من ، هرزه تو را می خوانم ،

که هر سخن بی اساسی با ذهن ات همبستر می شود

و افکاری اینچنین حرامزاده ، در دامنت می پروراند