30
حوصله اش باران می گیرد
آسمان را
خمیازه می کشد
سیبی از درخت
فاصله می چیند
و با دهانِ تمام حوّاها
عشق را
به دندان حسرت می گیرد
حالِ دلم درختی ست
که هیچ پرنده آوازه خوانی
به خشک سالیش
سر نمی زند

چیز غریبی ست عشق
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۱۱/۱۹ ساعت توسط ســـــمـــانــــﮧ
|
بـــیــایـــیـد مـــــردانــه " زنـــهــا " را گــــرامـــی بــــداریــــم